تارنمای فرهنگی مهرگان




گوردخمۀ «آبشخور رستم» جایگاه تبلیغات شد!

بخش : میراث فرهنگی

تصویر موجود نمی باشد

ماه : آذر

1643 :تعداد بازدید

فایل ضمیمه




 

 

 

 

 

 

 

 

تارنمای فرهنگی مهرگان گروه میراث فرهنگی سیاوُش آریا*

 

گوردخمۀ دو هزار و اَندی سالۀ نامدار به «آبشخور رستم» در شهرستان مَرودشت به جایگاهی برای تبلیغ لوله باز کن برقی تبدیل شده است!

به گزارش تارنمای فرهنگی مهرگان، آثار تاریخی فرهنگی، یادگارهایی هستند که از گذشتگان برجای مانده است و ما نیز باید آن ها را به آیندگان که دارندگان (صاحبان) اصلی این سرزمین هستند، واگذار کنیم. از همین روی نگهداری و پاسداری از آن ها خویشکاریِ (وظیفه) همۀ مردم و نهادها و اُرگان های دولتی است. در این میان، دولت نگاه بانی، حفاظت و شناسایی (معرفی) یادمان های تاریخی فرهنگی را به سازمان میراث فرهنگی گردشگری و صنایع دستی سپرده است. در واقع سازمان میراث فرهنگی در برابر یادگارهای تاریخی نقش میانجی دارد. میراث فرهنگی باید با آموزش، پالایش فرهنگ و برگزاری هَمایش ها، نشست ها و ساخت فیلم و نماهنگ آموزشی و کاربردی و ... در پیِ شناسایی بهتر و شایسته تر این یادگارهای نیاکانی برآید. اما میراث فرهنگی آن اندازه سرگرم کارهای درون سازمانی و کاغذبازی های اداری خویش شده است که دیگر زمانی برای رسیدگی به یادمان های ملی و تاریخی را نداشته و یادگارهای گذشتگان هر کدام در گوشه ای به حال خود رها شده و در تیررَس آسیب و نابودی جای گرفته اند. از سویی، سطح فرهنگ همگانی (عمومی) مردم آن اندازه پایین است که به گفتمان میراث فرهنگی و زیست بوم هیچ نگرشی نداشته و به آن اهمیت نمی دهند. بی گمان این موضوع، بزرگ ترین چالش پیش روی یادمان های تاریخی و طبیعی کشور در چند دهۀ گذشته بوده و است. به باور کارشناسان و کُنشگران (فعالان) میراث فرهنگی تا هنگامی که گفتمان فرهنگی در میان مردم یک جامعه حل نشده و موضوع میراث فرهنگی و زیست بوم به دغدغۀ مردم و بالاتر از آن به گفتمان اندیشگانی سیاست گذاران تبدیل نشود، باید همچنان چشم به راه آسیب رسانی به یادمان های تاریخی و طبیعی بوده و با آن دست و پنجه نرم کنیم.

اما گوردخمۀ نامدار به «آبشخور رستم» در شهرستان مَرودشتِ پارس (فارس) بدون تعیین حریم درکنار جادۀ آسفالته به حال خود رها شده است. گذشت زمان به همراه عوامل طبیعی و محیطی و بدتر از همه دست اندازی های انسانی رَحمی به آن نکرده و این یادمان باستانی را در خطر ویرانی جای داده است. شکستگی ها و تَرک در جای جای این گوردخمه دیده می شود. گُل سنگ ها به درون این اثر ملی رِخنه کرده و مایۀ آسیب رسانی به آن شده است. یادگاری نویسی ها و خَراش از سوی افراد فرومایه و نابخرد افزون بر آسیب رسانی به این یادمان تاریخی، چهرۀ زشت و زننده ای را به نمایش گذاشته است که در واقع نشانۀ بی فرهنگی و بی هویتی تعرض کنندگان است. به تازگی نیز، فردی از این یادمان ملی و بی همتا و ارزشمند به عنوان جایگاه تبلیغ برای کار خود بهره برده و با رنگ بر روی اثر ملی نگاشته و به گوردخمه آسیب رسانده است. شاید یکی از بدترین چالش های این یادمان باستانی ارزشمند، جایگیری آن در کنار جاده آسفالته باشد که با حرکت خودروها، لرزه بر اَندام بی دفاعش افتاده و هر روز یک گام به مرگ نزدیک تر می شود. همچنین موضوع گسترش و پهن کردن (تعریض) جاده در آینده، آن را در خطر نابودی جای خواهد داد. نبود تابلوی میراث فرهنگی در کنار اثر که می تواند بازدارندۀ بخشی از آسیب ها و شناسایی این یادمان باستانی شود از دیگر دشواری های پیش روی این گوردخمه است.

گوردخمۀ «آبشخور رستم» را نخستین بار «لویی واندِنبِرگ» بلژیکی شناسایی کرد و در بررسی های خود آن را وابسته به اواخر دورۀ هخامنشی دانست. در پروندۀ ثبتی این یادمان در سازمان میراث فرهنگی آن را به دورۀ ساسانی نسبت داده اند. اما با نگرش به دیگر نمونه های این گوردخمه در استان و کشور و همچنین بررسی ها و پژوهش های نوین باستان شناختی و تراش و فرم آن و ابزار به کار رفته در ساخت و شِگردهای (تکنیک) کاری، باید آن را وابسته به دورۀ فراهخامنشی یا پُست هخامنشی (پس از هخامنشیان) دانست که از آنِ فرمانروایان بومی بوده است که ما آن ها را با نام «پَرَترکَه ها» یا فراته داران می شناسیم. از سویی، این منطقه جایگاه قلمرو پارس ها بوده که پس از آن ها فرمانروایان بومی که آیین ها و آداب آنان را دنبال می کردند، این روش گورسپاری را از آنان فرا گرفته و اجرا کرده اند. درون این گوردخمه در گذشته جای کالبد فرد مرده بوده که باید وابسته به یکی از فرمانروایان یا بزرگ زادگان بومی باشد که به گونۀ کامل کالبد در آن جای می گرفته است. این گوردخمه در میان بومیان به انگیزۀ بزرگی آن به آبشخور یا آبخور رستم نامدار است. گوردخمۀ آبشخور رستم از نمونه های استثنایی گوردخمه ها به شمار می آید. زیرا درِ همۀ گوردخمه هایی که تا کنون در استان شناسایی شده، بر روی پاشنه باز و بسته می شود، ولی درِ این گوردخمه به گونۀ کِشویی باز و بسته می شده و همین ارزش آن را دوچندان کرده است.

در پایان به انگیزۀ در خطر بودن این یادمان ملی و رسیدگی نکردن میراث فرهنگی از دادن نشانی خودداری شده است. در زیر نگاره هایی را که در میانۀ پاییز گرفته شده است، ببینید.

 

 

گوردخمه نامدار به آبشخور رستم در شهرستان مرودشت

مکان جایگیری جسد مرده که پس از آن در بسته می شده است و هم اینک در آن از میان رفته است

جای پاشنه در که به گونه کِشویی بوده است

بخشی از گوردخمه که در گذشته شکسته شده و در حال جدا شدن از اثر است

انبوه خراش ها و یادگاری نویسی ها دل هر دوستدار میراث ایرانی را به درد می آورد

گذر هر روزه خودروهای سبک و سنگین یکی از تهدیدهای جدی برای این یادگار ملی است

اثر ملی که جایگاه تبلیغات شده و جای بسی افسوس دارد

 

 

 

 

 

*پژوهشگر تاریخ و فرهنگ ایران راهنمای گردشگری خبرنگار آزاد کُنشگر میراث فرهنگی، گردشگری و زیست بوم دبیر انجمن مهرگان

 


1395/09/26 - 7:45 AM






دیدگاه های شما
 
دیدگاهی برای نمایش ثبت نشده است
 
دیدگاه خود را راجع به این گزارش بنویسید

نام شما:

 
   
پست الکترونیک:  
   
   

:دیدگاه شما

 
   
 
http://www.20script.ir