تارنمای فرهنگی مهرگان




خِرد در شاهنامه ، شادی آفرین است

بخش : ادبیات

تصویر موجود نمی باشد

ماه : اردیبهشت

1514 :تعداد بازدید

فایل ضمیمه



 


 


تارنمای فرهنگی مهرگان گروه ادبیات سیاوُش آریا

 

خِرد در شاهنامه فردوسی برگرفته از آیین مزدایی است. اورمزد، سرور دانایی است و منش او خرد است. خرَد بدون نیکی، خِرد به شمار نمی آید. فرزانۀ (حکیم) توس در سراسر شاهنامه ما را به خردوَرزی فرا می خواند.

به گزارش تارنمای فرهنگی مهرگان، سخنان بالا، گفته های بانو منیژه عبداللهی، استاد دانشگاه شیراز و دکترای ادبیات و زبان پارسی (فارسی) است که در هَمایش فردوسی به میان آورده شد (مطرح کرد). دکتر عبداللهی در بخش دیگری از سخنانش گفت : « فردوسی معمار شکوهمند ادب پارسی است و از ستون های بُنیادین این بنا بوده که بُنیاد آن بر خِردورزی استوار است. خرد مرکز و کانون درخشان هستی است و مایۀ (عامل) شادمانی به شمار می آید. نیکی، برابری، توانایی و شادی از آثار خِرد است. فردوسی نیز توانایی را دستاورد (محصول) دانایی می داند و دانایی را همراه و همگام با خِرد بر می شمرد. خِرد رهنمای و خرد دلگشای /  خرد دست گیرد به هر دو سرای. نمونه های بی شماری از خرد و ستایش آن را می توان در شاهنامه یافت. به راستی که شاهنامه دفتر خردمندی ما ایرانیان است».

این استاد دانشگاه در دنبالۀ سخنانش افزود : « خرد انسان را از پَلشتی دور می سازد و به آدمی آرامش می بخشد. در واقع آرامش همراه با خِرد بوده است. خرد نگهبان جان و تَن است. فرهنگ و خرد سرمایۀ آدمی و پادشاه وجود او است. خِرد از داده های اهورایی در شاهنامه است. خِرد در شاهنامه تک بُعدی و مادی نیست. به گونۀ کلی واژۀ خِرد 147 بار در شاهنامه آورده شده است که 60 مورد آن ویژه و در ستایش خرد است و کمابیش 90 مورد دیگر هم دربارۀ خردمندی، خردورزی و برگرفتگان (مشتقات) آن است. بی گمان خرَد شالودۀ بُنیادین شاهنامه و فرهنگ ایرانی بوده است. خردمندی و خِردورزی آن چنان در جان فرزانۀ توس ارجمند است که حتا مرگ را بر بی خردی برتر می داند. در شاهنامه خردمند ترسان است، ولی ترسان از بدی ها. انسان خردمند در شاهنامه بیهوده سخن نمی گوید. چنین انسانی بی آزار و فروتن و پاک و نیکی گرا است».

 پَرهام غَرقی دیگر سخنران همایش فردوسی بود که دربارۀ پیشینۀ پهلوانی در ایران گفت. وی دربارۀ آیین پهلوانی در شاهنامه  و ثبت آن در سال 1392 خورشیدی در سازمان جهانی یونسکو به عنوان میراث مینُوی (معنوی) یا میراث ناملموس نکاتی را برای باشَندگان بازگو کرد. وی همچنین از ابزار آلات زورخانه ای نام برد و ویژگی و کارکرد هر کدام را برشمرد. این پهلوان در پایان افزود : « شاهنامه شناسنامۀ ایرانیان است و فردوسی خدمت بزرگ و ارزنده ای را به ایرانیان کرده و یادگاری سِتُرگ را بر جای نهاده است».

شاهنامه خوانی آتوسا دختر خُردسال نیز از دیگر بخش های این همایش بود که مورد استقبال مهمانان جای گرفت و آفرین باد آنان را به دنبال داشت.

شاهنامه خوانی با آواز (صوت) از سوی زارع از دیگر بخش های اجرا شدۀ برنامه بود که زیبایی هَمایش را دوچندان کرد.

مُرشد بهرام نیز با خُنیای (موسیقی) زورخانه ای سروده های فردوسی را بازخوانی کرد و فضای هَمایش را به حماسه نزدیک کرد که مورد آفرین باد فراوان جای گرفت.

شاهنامه خوانی یا همان نقالی یسنا آذری (گُردآفرید ایران) با شاگرد کوچولوی خود آرتینا، دیگر بخش همایش فردوسی بود که شادی و شور ویژه ای را پدید آورد و همگان را به ستایش (تحسین) وی واداشت.

بزرگمهر صالحی، سُراینده و تَرزبان (مترجم) نیز نکاتی را دربارۀ پاسداری و نگهبانی از زبان پارسی برای باشندگان به میان آورد.

دیگر سخنران این هَمایش ، سیاوُش آریا، دبیر انجمن مهرگان و پژوهشگر فرهنگ و تاریخ ایران بود. آریا در سخنانی کوتاه گفت : « چرا پس از گذشت ده سده، هنوز هم شاهنامه با سرنوشت ما گِره خورده است و با تاریخ ایران پیوند دارد؟ بی گمان باید چنین پاسخ داد : شاهنامه هم حماسۀ ایران است و هم کتاب اندیشه و فرهنگ و دانش ما مردم. به سخنی دیگر، دفترنامۀ خرد ایرانیان است. نماد و سرشت ایرانی را در شاهنامه می توان یافت. اما در همین چهارچوب نمی ماند و فراتر از مرزهای ایران می رود و کتاب همۀ انسان ها، از هر نژاد و تباری می شود. مردمان ایران تنها مخاطبان شاهنامه نیستند. روی سخنش در برگیرندۀ همه است، نه ما ایرانیان و نه تنها مردم هم روزگار فردوسی. با این همه، ایرانیان آرزوها و امیدهای خود را در این کتاب پیدا می کنند. هنگامی که انسان ایرانی در جهان بیرون (اَبژه) و در تاریخ، امید خود را کم رنگ می بیند، بازیافتش را در شاهنامه پیدا می کند. این ویژگی برجسته و نمایان شاهنامه است. پایه های آرمان و خواسته های شاهنامه بر روان انسان گذاشته شده است و آرزوی همه است. گمان این که آن خواسته ها و آرزوها نابود بشود، یا گمان بسیار دوری است یا هرگز روی نمی دهد. پس آرمان شاهنامه آرمانی جاودانی است و برای همه ی روزگاران بوده و است».

این کُنشگر (فعال) میراث فرهنگی و گردشگری در بخش دیگری از سخنانش دربارۀ گاه نگاری زادسال و مرگ فردوسی و جعلی بودن «هَجونامه» و منسوب بودن برخی از چکامه ها در شاهنامه و انگیزه های آن گفت.

به گزارش تارنمای فرهنگی مهرگان، در آغاز برنامه دبیر همایش، کورش دادار (طاهری) گزارشی را از جلسه های هفتگی شاهنامه و آرمان آن بیان کرد. نماهنگ (کلیپ) جنبش و خیزش کاوه و شکست ضحاک اثری ماندگار از مهرداد خانی زاده از بخش های شایان نگرش این همایش بود. همایش فردوسی از سوی کمیسیون فرهنگ و هنر کانون وکلای دادگستری پارس (فارس) و کهگیلویه و بویراحمد در پسین سه شنبه 21 اَردیبهشت ماه در تالار همایش کانون وکلا برگزار شد.






آتوسا ارجمند با شاهنامه خوانی خود شور و شادی را به مهمانان بخشید

|مریم انصاری (آستاره) ، مجری برنامه

منیژه عبدالهی دکترای ادبیات و استاد دانشگاه شیراز

مرشد بهرام نمایی از سروده های زورخانه ای با سروده های شاهنامه را انجام داد

یسنا آذری که با نقالی خوانی خود آفرین باد مهمانان را به ارمغان آورد

اسفندیار دهقان، شاهنامه خوان

بزرگمهر صالحی سراینده و مترجم درباره پاسداری از زبان پارسی سخن گفت

زارع که با صوت زیبای خود برای باشندگان شاهنامه خوانی کرد

کورش دادار(طاهری) دبیر همایش

آرتینا کوچولو با شاهنامه خوانی خود مورد تشویق فراوان مهمانان قرار گرفت







1395/02/25 - 5:04 PM






دیدگاه های شما
 
دیدگاهی برای نمایش ثبت نشده است
 
دیدگاه خود را راجع به این گزارش بنویسید

نام شما:

 
   
پست الکترونیک:  
   
   

:دیدگاه شما

 
   
 
http://www.20script.ir