دست درازی غارتگران به آتشدان سنگی دوهزار سالۀ پارس!

جمعه 4 اسفند 1402





دست درازی غارتگران به آتشدان سنگی دوهزار سالۀ پارس!



 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

تارنمای فرهنگی مهرگان – گروه میراث فرهنگی – سیاوُش آریا*

 

غارتگران و سوداگران یادمان های تاریخی – فرهنگی کشور به بهانه های خیال اَنگیز و پوچ یافتن گنجی که وجود خارجی ندارد با دست درازی به تنها آتشدان سنگی موجود در ایران با دیرینگی دوهزار ساله، فنس کشی گِرداگِرد آن را از بیخ و بُن کَنده و نشانه های این نابخردی را نیز پاک کرده و در نزدیکی آتشدان، کَند و کاوهای غیرمجازی را اَنجام داده اَند.

 

به گزارش تارنمای فرهنگی مهرگان، تخریب و آسیب رسانی و از میان بردن یادگارهای تاریخی – فرهنگی در یکی دو سال گذشته شتاب بیشتری گرفته و نابسامانی آن، گریبان گیر وزارت میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی شده و این وزارت خانه را با دشواری ای (معضلی) سخت و پیچیده رو به رو کرده است. اما در این میان، قانون روشن و شفاف است و اگر به درستی اِجرا شود بینندۀ دشواری های کمتری در این زمینه خواهیم بود.

 مادۀ 558 قانون مجازات اسلامی می نویسد، هرکس به همه یا بخشی از سازه ها، اَماکن، محوطه ها و مجموعه های فرهنگی – تاریخی یا مذهبی که در فهرست یادمان های ملی به ثبت رسیده است، یا آراسته ها (تزیینات)،ملحقات، تاسیسات، اَشیاء و لوازم و نوشته ها (خطوط) و نگاره های وابسته یا موجود در اَماکن نام برده شده، که جداگانه نیز دارای حیثیت فرهنگی تاریخی یا مذهبی باشد، ویرانی وارد کند، اَفزون بر تاوان زیانِ (جبران خسارت) وارده، به زندان از 1 تا 10 سال محکوم می شود.

همچنین مادۀ 562 همان قانون چُنین است، هرگونه کَنده کاری (حفاری) و کاوش به قصد به دست آوردن دارایی های تاریخی فرهنگی ممنوع بوده و گناه کننده (مرتکب) به زندان از 6 ماه تا 3 سال و ضبط اَشیاء کشف شده به سود وزارت میراث فرهنگی کشور و اَبزارها و اَفزارهای (آلات و اَدوات) حفاری به سود دولت محکوم می شود. با این همه، به اَنگیزۀ اِجرا نشدن درست قانون ها و ناتوانی و کم کاری مدیران فرهنگی و نبود هماهنگی میان دستگاه ها به ویژه وزارت میراث فرهنگی با دادرسان (قضات) هر روز باید بینندۀ نابودی یا آسیب رسانی به یادمان های تاریخی اَرزشمند و بی همتای ملی خود باشیم. در فَرجام نیز، این یادگاری ها و هویت و شناسنامۀ بالنده و کیستی و چیستی یک ملت با فرهنگ و دیرینه است که از میان می رود نه تنها یک یادمان تاریخی – فرهنگی.

 

غارتگران فنس کشی گِرداگِرد آتشدان سنگی پارس را از بیخ و بُن کَندند!

 

اما غارتگران میراث فرهنگی و سوداگرانِ اَموال تاریخی به بهانه های پوچ و خیال اَنگیز یافتن گنجی که هیچ وجود خارجی ندارد و توهمی بیش نیست، فنس کِشی گِرداگِرد آتشدان سنگی پارس را که ادارۀ میراث فرهنگی در پاییز سال 1397 خورشیدی با سختی و دشواری های فراوان مالی و کاری کشیده و دری را هم برای آن نصب کرده و قفل زده بود، به گفتۀ مردم بومی در زمستان سال گذشته از بیخ و بُن از زمین کَنده و آن را رُبوده و نشانه های فنس کِشی را سراسر پاک کَرده اَند! همچنین در گوشه و کنار آتشدان سنگی چند کَند و کاو غیرمجاز بزرگ با برپایی گودالی پدید آورده اَند و به لایه های باستان شناختی محوطه آسیب های برگشت ناپذیری را وارد کرده اَند. هم اینک تنها آتشدان سنگی بسیار اَرزشمند سرزمین پارس و ایران در خطر است و دست درازی ها به آن تهدیدی جدی برای یادگار پارسیان به شمار می آید و بایسته است مسولان و مدیران فرهنگی شهری توجه بیشتری به یادمان ملی و یگانۀ نیاکانی داشته باشند و برای پاسداشت و حفظ بهتر آن از هیچ کوششی دریغ نکنند.

سخن درخُور نگرش، کوتاهی مسولان شهری نسبت به حفاظت و نگهداری از این اثر ملی است. زیرا بر پایۀ اَسناد موجود، ادارۀ میراث فرهنگی پس از فنس کِشی گِرداگرد اثر با شورای شهر و دِهیاری توافق کرده و آن ها موظف به پاسداری و حفاظت از آتشدان سنگی بوده اَند که شوربختانه کوتاهی و بی توجهی آن ها، سبب شده که سوداگران و غارتگران میراث فرهنگی در گام نخست همۀ فنس کِشی با درِ آن را از جا کَنده و از زمین برچینند و با دست درازی به پیرامون آن، دست به کَند و کاوهای غیرمجاز بزنند. به هر روی، تنها آتشدان سنگی پارس و کشور که دارای اَرزش بسیار فراوانی در نزد کارشناسان بوده و در نوع خود یگانه و بی مانند (منحصر به فرد) است و بیش از دوهزار سال دیرینگی دارد در خطر دست درازی و آسیب سودجویان فرومایه و نابخرد است و باید مدیران شهری و مسولان فرهنگی با همکاری ادارۀ میراث فرهنگی تمهیدات ویژه ای برای آن به کار برده و به درستی از یادگار اَرزشمند پارسیان حفاظت و پاسداری کنند.

باید دانست نگارنده در بازدید میدانی خود در اَوایل دهۀ نود خودشیدی از این اثر ملی با آسیب رسانی و نابودی کُنگره های بالای این آتشدان از سوی غارتگران میراث فرهنگی رو به رو شده و در گزارشی جامع به اَبعاد گوناگون آن پرداخته و به مسولان میراث فرهنگی استان آگاهی رسانی کرده بود که پس از آن، مرمت گران میراث فرهنگی چند سال بعد یعنی در پاییز سال 1397 خورشیدی کارگاه مرمتی را برپا کرده و بخش هایی از سنگ های ریخته شدۀ آتشدان را که بر روی زمین بوده در جای خود که کُنگرۀ آتشدان است، نصب کرده و برای حفاظت بهتر از آن، اِقدام به فنس کشی و نصب در کرده بودند که شوربختانه بر اثر کوتاهی و غفلت مسولان شهری، مورد دستبُرد قاچاقچیان میراث فرهنگی قرار گرفته است.

 

آتشدان سنگی پارس، میراث اَرزشمند پارسیان

 

تنها آتشدان سنگی پارس و ایران در سال 1343خورشیدی به وسیلۀ «لویی واندنبِرگ»، باستان شناس بلژیکی شناسایی و مطالعه شده است. از ویژگی های این آتشدان نوع و فرم تراش آن بوده است و تاکنون هیچ گونه حریمی برای آن در نظر گرفته نشده است.

این آتشدان به درازای 220 سانتی متر و قطر 140 سانتی متر است. بر بالای آتشدان چهار کُنگره وجود داشته که دوتا از آن ها پیش از ثبت ملی از سوی تاراجگران فرومایه شکسته و نابود شده و یک کُنگره نیز در بازدید میدانی نگارنده در اَوایل دهۀ نود خورشیدی از سوی قاچاقچیان شکسته و برای همیشه از میان رفته است! هم اینک با کوشش های میراث فرهنگی، مرمت گران توانسته اَند یک کُنگرۀ باقی مانده را تثبیت کرده و نگهداری کنند.

دربارۀ کاربری و دیرینگی این آتشدان سنگی دیدگاه های گوناگونی وجود دارد. زنده یاد محمد تقی مصطفوی، باستان شناس در دفتر «اِقلیم پارس» آن را آتشدان سنگی به جا مانده از روزگار هخامنشی شناسایی کرده است. میراث فرهنگی نیز آن را آتشدان سنگی وابسته به دورۀ ساسانیان ثبت کرده است که کمی شگفت اَنگیز است. زیرا تا کنون هیچ نمونه ای از آتشدان سنگی به این شیوه و روش در زمان ساسانیان یافته نشده است و حتا دو آتشدان سنگی پشت نقش رستم را بیشتر باستان شناسان کهن تر از دورۀ ساسانی می دانند. همچنین نیایش در فضای باز و در رو به روی آتشدان وابسته به دورۀ ساسانیان نیست. زیرا در دورۀ ساسانیان، چهارتاقی یا همان آتشکده ها برپا و ساخته می شود.

اما بیشتر باستان شناسانی که این آتشدان سنگی را از نزدیک دیده و بررسی کرده اَند، آن را مربوط به دورۀ پَساهخامنشی یا فراهخامنشی (پس از دورۀ هخامنشیان) و هم روزگار با دورۀ اَشکانی می دانند که از آنِ خاندان بومی «پَرَتَرکه ها» یا «فراته داران» است که آیین ها و سنت های هخامنشیان را دنبال کرده و خود را میراث دار و بازماندگان آن ها می دانسته اَند. همچنین با نگرش به سکه های برجای مانده از خاندان فراته داران که بر پشت سکه ها نگارۀ آتشدانی وجود دارد، بیشتر باستان شناسان این آتشدان را با آتشدان ضرب شده بر روی سکه های آن ها یکی می دانند که قابل پذیرش بوده و به یقین نزدیک تر است.

موضوعی که بسیار اَهمیت دارد آن است که، این آتشدان سنگی که یادگار پارسیان است کمابیش 2000 سال دیرینگی دارد و تنها آتشدان سنگی برجای مانده در سرزمین پارس و سراسر ایران است و باید با چنگ و دندان از آن حفاظت و پاسداری و نگهداری کرد و به آیندگان که صاحبان اصلی این سرزمین هستند، سِپرد و واگذار کرد.

آتشدان سنگی پارس در بهمن ماه 1384 با شمارۀ 14770 به ثبت ملی رسیده است و در شمال خاوری (شرقی) استان پارس (فارس) جای گرفته است.

 

در پایان بایسته یادآوری است از دادن نشانی آتشدان سنگی به اَنگیزۀ موارد اَمنیتی و در خطر بودن، پرهیز شده است. در زیر می توانید نگاره های این آتشدان سنگی را که به تازگی گرفته شده است ، ببینید :

 

 

آتشدان سنگی پارس که نزد بومیان به مقبره بی بی سلطان یا بی بی فاطمه نامدار است و پارچه ای سبز رنگ هم روی آن پهن کرده اند

پارچه های سبز رنگی که بر روی درختان محوطه نصب کرده و نشان از قداست این اثر ملی دارد ولی به آن هم رحمی نکرده اند

تنها کُنگره پلکان شکلی که بر بالای آتشدان برجای مانده است

قاچاقچیان زیر آتشدان سنگی را خالی کرده و کنده اند

حفاری های غیرمجاز سوداگران اموال تاریخی که به لایه های باستان شناختی محوطه آسیب رسانده است

در پاییز سال 1397 میراث فرهنگی گرداگرد آتشدان فنس کشی کرده و در گذاشته است ولی هم اینک آنرا از جا کنده وربوده اَند!

سکه ای از خاندان بومی پرترکه ها که هوبرز و بَغدات را در کنار آتشدان سنگی به مانند همین یادمان نشان می دهد

تنها آتشدان سنگی پارس و ایران که یادگار پارسیان است و در خطر قرار دارد

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

پژوهشگرتاریخ ایران و میراث فرهنگی – خبرنگار آزاد کُنشگر میراث فرهنگی، گردشگری و زیست بوم راهنمای گردشگری – دبیر اَنجمن مهرگان



چهارشنبه 4 مرداد 1402
بازدید : 502


دیدگاه ها

پ احمری

https://www.iranicaonline.org/articles/kayanian-vi این لینک دانشنامه ایرانیکا در باره واژه سیاوش است.

دیدگاه خود را بنویسید